مرچـندایزیــنگ؛ هنر طراحی و چیدمان فروشگاهی

اصول موفقیت در بازاریابی داخلی فروشگاه ها و خرده فروشی ها (مرچندایزینگ؛ هنر معاصر)

مرچـندایزیــنگ؛ هنر طراحی و چیدمان فروشگاهی

اصول موفقیت در بازاریابی داخلی فروشگاه ها و خرده فروشی ها (مرچندایزینگ؛ هنر معاصر)

مرچـندایزیــنگ؛ هنر طراحی و چیدمان فروشگاهی

بنام آفریننده زیبایی ها. در چند دهه اخیر به ویژه در ده سال گذشته، یکی از اصول مهم و بنیادین مطرح شده در امر خرده فروشی و مدیریت آن، طراحی نظام مند و چیدمان صحیح فروشگاهی است، به طوری که امروزه به عنوان یک استراتژی برتر رقابتی و قدرتی نامرئی در جهت جذب و نگهداشت مشتری به شمار می آید اما متاسفانه در کشور ما، به یکی از خلاءهای مهم در اصول فروشگاه داری تبدیل شده است (به جز معدود فروشگاه های بزرگ و امروزی تر نظیر هایپراستار).

- مشتری، فروشگاه ما را انتخاب نمی کند زیرا چندان تمایلی برای خرید کالاهایی که دسترسی به آنها برایش مشکل است را ندارد و ترجیح می دهد کالای مورد نظرش را از نزدیک لمس کند

- مشتری، فروشگاه ما را انتخاب نمی کند زیرا از دید او فروشگاه ما، قدیمی به نظر می‌رسد

- مشتری، فروشگاه ما را انتخاب نمی کند زیرا به محض ورود به فروشگاه، دچار سردرگمی و تشویش می شود. او دوست دارد همه چیز را در جای خود ببیند و بداند به دنبال چه چیز می گردد

- مشتری، فروشگاه ما را انتخاب نمی کند زیرا از نحوه خدمات رسانی کادر اداری و یا پرسنل فروش ما رضایت ندارد، از کمبود کالسکه و سبدهای چرخ دار کلافه شده است، از باجه های بازرسی نامنظم و یا راهروهای شلوغ فروشگاه دلگیر شده و یا از سیستم نامناسب تهویه هوا و یا سرویس های بهداشتی کثیف شاکی شده است. شاید هم هیچ کدام از این عوامل، کمترین تأثیری در عدم انتخاب وی نداشته اند. ممکن است علت، این باشد که فروشگاه ما دارای ویترین مناسب و جذابی نیست تا بتواند به خوبی، ما و محصولاتمان را به مشتری معرفی کند.

علت هرچه باشد، پاسخ مشخص است: "اصول طراحی و چیدمان مناسب فروشگاهی"
برخی از اهداف اصلی طراحی و چیدمان فروشگاه، این است که از فضا به طور کارآمد استفاده شود، ارتباط و تعامل بین فروشنده ها و مشتریان، تسهیل گردد، مدت زمان خدمت دهی به مشتری کاهش یابد، هزینه های کنترل به حداقل برسد، میزان سرقت و دزدبری از فروشگاه کاسته شود، حرکت های اضافی و سراسیمگی مشتریان و نیروهای فروش از بین رفته و جریان ورود و خروج و جایگزینی محصولات یا افراد روانتر گردد.
به همین دلیل و با توجه به تقاضاهای دوستان و همچنین اهمیت موضوع، تلاش می شود تا در این وبلاگ، به مباحث طراحی و چیدمان فروشگاهی و اصول مرچندایزینگ (Merchandising) به شکل مقدماتی تا حرفه ای در ایران و جهان پرداخته شود.

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وحید نثائی» ثبت شده است

۰۴
ارديبهشت

ایجاد بلوک های رنگی در قفسه ها و تاثیر آن بر چیدمان تصویری - VISUAL MERCHANDISING





لوگوی وحید نثائی


  • vahid nessaei
۰۶
اسفند
  • vahid nessaei
۲۲
آذر

نمایشگاه و اصول شرکت در آن








































  • vahid nessaei
۲۰
آذر

نزدیک بینی بازاریابی
Marketing Myopia










  خلاصه بحث

  نزدیک بینی بازاریابی

   درسال های اخیر به دلیل عدم آگاهی برخی از متقاضیان خدمت بازاریابی و همچنین سوءاستفاده برخی از بازاریاب نماها،   بسیاری از شرکت ها و سازمانها به عارضه نزدیک بینی بازاریابی دچار شده اند. مفهوم بازاریابی نزدیک بینی برای اولین   بار در یکی از مقالات مشهور تئودور لویت Theodor Levitt  مطرح شد با این مضمون که هرگاه دو واژه  want و need از نظر مفهوم با یکدیگر اشتباه گردند بیماری نزدیک بینی ایجاد می گردد.

  نزدیک بینی بازاریابی عارضه ای است که به شدت بر فعالیت بازاریابی عالمانه و حرفه ای سایه انداخته است به طوریکه   صرفا به نیازهای فعلی مشتریان پرداخته و به نیازهای آتی آنها توجهی نمی کند.



  • vahid nessaei
۰۸
آذر

بخش اول

قسمت اول: مبانی رنگ





  • vahid nessaei
۳۰
آبان
  • vahid nessaei
۳۰
آبان

بازاریابی حسی

 

مصرف کنندگان، محرک های حسی را از روش های مختلفی دریافت می کنند. مشاهده یک پوستر تبلیغاتی، لمس کردن یک شلوار کتان، بوییدن یک ادکلن، چشیدن یک قهوه جدید و شنیدن صدای موتور ماشین.

اطلاعاتی که از طریق حواس پجگانه دریافت می شود آغازگر فرآیند ادراک هستند. برای مثال، شنیدن یک آهنگ قدیمی می تواند تجربیات حسی را درون فرد برانگیزد و تداعی گر خاطرات او از دوران کودکی، مدرسه، نامزدی و ... باشد. 


کیفیتِ حسیِ منحصر به فرد یک محصول یکی از عوامل مهم تمایز آن از رقبا می باشد، به ویژه زمانی که برند یا محصول، به طور خاص با احساس همراه باشد. امروزه مصرف کنندگان برای انتخاب یک محصول با گزینه های متعددی رو به رو هستند. یکی از فاکتورهای مهمی که باعث گرایش آن ها به یک محصول یا برند می شود، تجربیات حسی است که از آنها دریافت می کند. 


با نزدیک شدن قیمت ها به یکدیگر و تنوع رقبا در بازار، مصرف کنندگان به محصولاتی گرایش پیدا کرده اند که علاوه بر کاربرد آن، تجربه لذت بخشی را نیز برای آن ها به ارمغان آورد. فارغ از لذت، مطالعات روان شناسی در زمینه تاثیر عاطفی محصول حاکی از آن است که امروزه مصرف کنندگان بر تجارب عاطفی تمرکز دارند و به شدت مشتاق طراحی های منحصر به فرد هستند و به شرکت هایی که از این گونه طراحی ها بهره می برد، وفادار می مانند و از آن ها حمایت می کنند. بازاریابی به شیوه قدیمی آن، صرفا بر رضایتمندی مشتریان از کارایی محصول تمرکز دارد اما  امروزه تمرکز شرکت ها بر فعالیت های بازاریابی از همان اولین لحظه ای که مصرف کننده محصول را می بیند، آغاز می شود.

بازاریابی حسی با به کار گرفتن ادراک از طریق حواس پنجگانه سعی در ایجاد مزیت رقابتی در بازار دارد. در عصر بازاریابی حسی شرکت ها بیشتر توجه خود را به تاثیر حواس بر تجربه مصرف کنندگان معطوف ساخته اند. در واقع حواس با اثرگذاری بر ادراک، به مصرف کنندگان کمک می کند تا تصمیم بگیرند به چه محصولاتی تمایل دارند.


اما از زاویه بازار و مشتری، بازاریابی حسی یک متد است که به صورت یکپارچه و سیستمی، مشتریان بازار هدف را از طریق ارتباطات مرتبط با برند که به ارزش آفرینی منجر می شود به خود معطوف می نمایددر واقع این نوع بازاریابی، شناسایی و پاسخگویی به نیازها و خواسته های مشتری را از طریق ارزش افزوده، ایجاد شخصت برند ملموس و با ایجاد حس مثبت در زندگی ایجاد می نماید. کمپین بازاریابی حسی بر اساس یک ارتباط دو طرفه میان برند و مصرف کننده در زمان کنونی با خلق یک تجربه شیرین و خاطره انگیز از برند در ذهن مشتری همراه است.

به طور مثال اگر می خواهید برای یک محصول آرایشی و بهداشتی برای مشتریان هدف (خانمهای جوان) به فعالیت بازاریابی حسی بپردازید، آن گاه تجربه دوسویه باید بر اساس ویژگی هایی از قبیل زیبا بودن، دیده شدن و یا متمایز شدن در جمع را که با نشانه های برند مورد نظر تزئین شده، طراحی گردد.


یک مثال از بازاریابی حسی

محققان و متخصصان تحقیقات بازاریابی متوجه شدند که مصرف کنندگان ایرانی، تمیزی شیشه و سطوح را از طریق صدای کشیده شدن انگشت در اثر اصطکاک بر روی سطوح، ارزیابی می کنند. حال آنکه یک سطح می تواند بدون اصطکاک و حتی با ایجاد یه لایه نانو، این تمیزی را داشته باشد. اما مشاوران بازاریابی از این باور ذهنی بهره برداری نمودند و کمپین های تبلیغاتی را با در نظر گرفتن صدای اصطکاک در اثر تمیزی، اکران می نمایند. این موضوع موجب اعتماد سریعتر و بیشتر مخاطبین به این برند در بازار ایران گردید.



تفاوت واضحی میان بازاریابی سنتی و بازاریابی حسی وجود دارد. بازاریابی سنتی سعی می کند تا فروش را بر پایه اظهار و ارائه مزیت ها و ویژگی های محصول انجام دهد در حالیکه بازاریابی حسی برای مصرف کنندگان این امکان و فضا را فراهم می آورد تا خودشان محصول را تجربه و آزمایش کنند.

وقتی بازاریابی حسی را به درستی اجراء کنیم می توانیم ناظر بر توفیق آن در ایجاد وفاداری به برند و مروجین برند، باشیم. به عنوان بازاریاب همیشه باید خود را جای مشتری بگذاریم و از خود بپرسیم آنها وقتی با فعالیتهای بازاریابی ما مواجه می شوند چه فکر می کنند و چه احساسی دارند.


بازاریابی حسی به صاحبان کسب و کار این امکان را می دهد تا در سطوح گوناگون با درگیر کردن مصرف کننده در سکوهای رسانه ای گوناگون نظیر تبلیغات دیداری، تبلیغات چاپی، شنیداری، و دیگر روش ها موفق به اندازه گیری اثربخشی کمپین های بازاریابی خود که تجربه زنده برند در قلب استراتژی آن قرار دارد، نائل شوند.



  • vahid nessaei
۲۹
آبان

تبلیغات در خرده فروشی - ایجاد انگیزه برای خریدار


ترویج (همان ترفیع یا پیشبرد فروش) شاید بیشتر از هر چیز با تبلیغات شناخته می شود. تبلیغات موثر فرآیندی است که باعث می شود دانش، نگرش و رفتار مشتریان نسبت به موضوع مورد نظر تغییر کرده و آگاهی های بالقوه ایشان نسبت به کالا یا خدمات ارائه شده افزایش یابد. تبلیغات، پیام مناسب را از طریق یک رسانه مناسب به مخاطب مناسب ارائه می دهد.

برنامه تبلیغاتی هر فروشگاه نشأت گرفته از برنامه کلی و طرح بازاریابی آن فروشگاه خواهد بود. البته نباید فراموش کرد که در تبلیغات، صرف رساندن یک ایده پایان کار نیست، بلکه اقناع یا ترغیب مشتری در جهت دستیابی به هدف خاص نیز مدنظر قرار دارد.

بستــه بنــدی، لبـه رقـابــت محصولات است. ایجاد انگیزه برای خریدار به ویژه برای یک محصول جدید، بیش از هر چیز به کیفیت و تاثیر تبلیغاتی بسته بندی بر دیدگان مشتری مربوط می شود.

بسته بندی

بسته بندی یکی از اشکال مهم تبلیغات در فروشگاه ها و سوپرمارکت ها به شمار می آید. در سیستم های جدید فروشگاهی، فروشنده  ای وجود ندارد که در مورد کالا توضیح دهد و این وظیفه بر عهده خود بسته هاست تا کالای درون خود را تبلیغ کرده و ایجاد انگیزه و القای نیاز برای خرید کنند. اما چه چیز باعث جذابیت بسته ها می شود؟ به کار بردن شکل  ها، سمبل ها و نشانه  های تجاری و نوع چیدن محصولات هم خانواده در طبقات و خلاقیت در ایجاد تصاویر تبلیغاتی و تصویرسازی های روی محصولات در این مورد حرف اول را می زنند.

بسته بندی خوب نیمی از مسیر فروش خود را طی کرده است. مهم ترین نکته این است که بسته باید سریعا در میان انبوه محصولات، نظر خریدار را به خود جلب کند. یک بسته بندی خوب باید بتواند در نقش یک فروشنده ساکت عمل کرده و به نوعی باشد که خریدار آن را به یاد بسپارد و برای خریدهای آتی به آن مراجعه کند. بسته، نه تنها باید فرآورده را محفوظ نگه دارد، بلکه باید مصرف کننده را جذب کند و اطلاعات لازم را به وی بدهد.

بسته  ها می توانند اطلاعات لازم را هم به وسیله رنگ و هم به وسیله عبارت و نشانه ها در اختیار مصرف کننده قرار دهند. به این ترتیب بسته بندی از یک وسیله ساده محافظت محصول به یکی از عوامل اصلی فروش بدل و حلقه اصلی زنجیره ای شده است که تولید کننده را به مصرف کننده مرتبط می  کند. یک بسته بندی خوب باید ضمن هماهنگی با روحیه کالا، خلاقانه هم باشد تا بتواند نظر خریدار را به خود جلب کرده و در یاد او بماند.

- بسته بندی محصول را به فروش می رساند

یکی از وظایف تبلیغات این است که تصویر بسته بندی را در ذهن مشتری حک کند. یک بسته بندی باید به آسانی مشخص بوده و در قفسه فروشگاه قابل تشخیص باشد. مهم ترین نکته این است که بسته بندی باید سریعا در میان انبوه محصولات نظر خریدار را به خود جلب کند، چرا که میزان کشش دیداری که بسته بندی در خریدار ایجاد می کند، بر تصمیم وی تاثیر فراوانی می گذارد.

در شرایط امروزه که مصرف کننده مورد هجوم هزاران آگهی و عرضه گوناگون کالاهای مشابه قرار دارد، هر خرده فروشی اعم از سوپرمارکت، هایپرمارکت، سوپراستور، فشن سنتر و حتی یک فروشگاه بزرگ عطر و ادکلن، باید نسبت به ویژگی محصولات به لحاظ بسته بندی و نوع چیدمان آنها در ویترین و قفسه های خود بسیار حساس باشند.

البته مدیران و صاحبان مراکز خرید نباید فراموش کنند که مشتری قبل از حرکت به سوی قفسه های فروشگاه، به ویترین آن مراجعه می کند. ایجاد ویترین جذاب، یکی از تاثیرگذارترین فاکتورها در هدایت افکار مصرف کننده است، تا آنجایی که گفته می شود جنگ در ویترین هاست.

تبلیغ اثر بخش تبلیغی است که مخاطب گرا بوده و با توجه به شناخت نوع مخاطبان و ویژگی ها، معیارها و رفتار آنان طراحی شود. ارتباط مناسب بین تبلیغ ویژگی ها و شرایط مخاطب باعث می شود پیام بهتر، بیشتر و موثرتر دریافت شود.

یک تبلیغ خوب فروشگاهی (خرده فروشی های بزرگ) باید حاوی پیام های شفاف، پر محتوا و تاثیرگذار بوده و به گونه ای تنظیم شود که با تصویر فروشگاه و اعتبار نام تجاری آن، متناسب باشد. بسیاری از تبلیغات خرده فروشی فقط حول یک پیام در حرکتند: قیمت، قیمت، قیمت.


مهم ترین اصل در تبلیغات، تاکید بر منافع مصرف کننده است. هنگام تهیه یک آگهی یا نامه تبلیغاتی، هشدار جی آبراهام را نباید فراموش کرد که: 

«این واقعیت را در نظر داشته باشید که مردم به بزرگی شما هیچ اهمیتی نمی دهند. تنها چیزی که برای آنها مهم است نوع سود، مزیت، خدمت یا بهبودِ شخصی ویژه ای است که ارائه می دهید. شما چگونه زندگی آنها را بهبود خواهید بخشید؟ شما چگونه زندگی راحت تری برای آنان ارائه خواهید کرد؟ آیا آنها را خوش قیافه تر خواهید ساخت؟ آیا آنها را ثروتمندتر خواهید کرد؟ آنها می خواهند بدانند شما از چه طریقی کیفیت، ارزش، لذت و سودآوری را در زندگی آنها بهبود خواهید بخشید. بازاریاب های معدودی واقعا به این نکته پی برده اند! مردم اهمیت نمی دهند شما چه می خواهید. تمام کارهایی که در تبلیغات، بازاریابی و فروش انجام می دهید، باید تنها اطلاع رسانی این نکته باشد که شما به چه طریقی به مشتریان فعلی و آتی خود سود خواهید رساند.»

اما محتوای تبلیغات و کسی که وظیفه تبلیغات را بر عهده دارد باید از صداقت کافی برخوردار باشد.

برخی صاحب نظران دنیای تبلیغات بر این باورند که در اطلاع رسانی نباید به مشتری دروغ گفت، اما بیان حقیقت صِرف نیز جذابیتی در تبلیغات به وجود نمی آورد.

اصل مهم دیگر در تهیه آگهی تبلیغاتی، (علاوه بر اثربخشی، محتوا و صداقت) جذابیت است. یک برنامه تبلیغاتی باید دارای جذابیت باشد. به عبارتی دیگر، تبلیغاتی که در معرض دید مشتریان قرار می گیرد باید بتواند به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه توجه آنها را به خود جلب کرده و ایشان را وادار به دقت و حتی تصمیم گیری کند.

 موضوعات مهم یک برنامه تبلیغاتی

مراحل تهیه و تدوین یک برنامه تبلیغاتی اثربخش عبارت است از:

1- تحلیل موقعیت: در این بخش، تحلیل صنعت، بازار و رقبا صورت می گیرد. تحلیل موقعیت در برنامه تبلیغات، عموما از برنامه بازاریابی فروشگاه نشأت می گیرد.

2- هدف تبلیغاتی: به طور کلی هدف از انجام تبلیغات، ارائه اطلاعات، ترغیب افراد یا یادآوری است. در تبلیغات با هدف ارائه اطلاعات، فروشگاه و محصولاتش معرفی می شوند. در صورتی که هدف از تبلیغات ترغیب باشد، بر مشخصات ویژه کالا یا خدمتِ عرضه کننده تاکید می شود تا در مشتریان نسبت به محصولات فروشگاه های رقیب ایجاد ترجیح کند و در تبلیغات با هدف یادآوری، بر ویژگی های محصول مجددا تاکید شده و معمولا از این نوع تبلیغ در مراحل پایانی عمر محصول استفاده می شود. به طور کلی می توان گفت هر محصولی در چرخه عمر خود، نیازمند اهداف تبلیغاتی متفاوتی است.

3- بودجه: بودجه تبلیغات، تمامی فعالیت های تبلیغاتی را تحت تاثیر خود قرار می دهد تا آنجا که در مقیاس وسیع تر می توان گفت بودجه بر فعالیت های ارتباطی بازاریابی نیز تاثیرات بسزایی دارد.

4-استراتژی: پس از تعیین اهداف و بودجه مورد نیاز، باید در خصوص محتوا و پیام تبلیغ تصمیم گیری کرد. در این بخش با توجه به اهداف و بودجه تعیین شده، استراتژی های تبلیغاتی تدوین می شود. به بیان دیگر، روش حصول اهدافِ تعیین شده در مراحل قبلی با توجه به بودجه مشخص شده، در این بخش آورده می شود. تدوین محتوا و پیام تبلیغاتی، وظیفه متخصصان تبلیغات است، اما مدیر تبلیغات و مدیر بازاریابی باید توانایی داشته باشند تا فرآیند آن را درک کرده و اطمینان حاصل کنند که کار به نحو بهینه انجام گرفته است.

5- اجرا: ازجمله اقداماتی که در این مرحله انجام می شود برنامه ریزی رسانه و در نهایت، ساخت تبلیغ است. در برنامه ریزی رسانه، ترکیب رسانه های مورد استفاده و دلایل انتخاب آنها و نیز زمان بندی استفاده از این رسانه  ها ارائه می شود. رسانه های مختلف به دلیل تاثیرات متفاوتی که بر مخاطب می گذارند، واکنش های متفاوتی را نیز منجر می شوند. بنابراین با توجه به مزایا و کارکردهای هر رسانه و با در نظر گرفتن بودجه در دسترس و اهداف تبلیغاتی، نسبت به انتخاب رسانه یا ترکیبی از رسانه های مناسب اقدام می شود. رادیو، تلویزیون، روزنامه ها و مجلات، اینترنت و... برخی رسانه های مورد استفاده در این مرحله هستند.

6- ارزیابی: در این مرحله با توجه به اهداف تبلیغاتی تعیین شده، نسبت به سنجش میزان اثربخشی تبلیغات اقدام می شود. برنامه تبلیغاتی باید مرتبا آثار ارتباطی و نتایج فروش تبلیغات انجام شده را مورد ارزیابی قرار دهد و ببیند آیا براساس تبلیغ توانسته است با مخاطب ارتباط برقرار کند یا خیر؟ برای ارزیابی آثار تبلیغ، لازم است به مجموعه  ای از عوامل رفتاری، روان شناختی، ارتباطی و فروش توجه شود و از طریق آزمون های ارزیابی پیش آزمون و پس آزمون، آثار ارتباطی تبلیغات مورد سنجش قرار گیرد.

ارتباط با نویسنده: Nessaei_ems@yahoo.com

 

تبلیغات در خرده فروشی بررسی می شود / ایجاد انگیزه برای خریدار


  • vahid nessaei
۳۱
فروردين


  • vahid nessaei
۲۸
شهریور

روند رشد بازارها در ایران و جهان

کلمه بازار در کشورهای مالزی و اندونزی؛ پاسار، در ترکیه؛ پازار، در یونان؛ پازاری (παζάρι)، در زبان قبرسی-یونانی؛ پانتوپولا، در فرانسه و پرتغال؛ بازار، در زبان عرب؛ بیزار، در زبان انگلیسی؛ مارکت، مارت، پلازا، فرام و... و در زبان پهلوی ساسانی؛ وازار گفته می شود که واژه وازارگان (بازرگان) و وازارگانیه یا بازرگانی از ترکیبات دیگر آن است.

در بسیاری از کشورهای متمدن دنیا، بقایایی از اماکن فروش و بازارهایی را می­توان یافت که هر کارشناس معماری بازار و حتی هر رهگذر ساده­ ای را به فکر فرو خواهد برد. بازارهایی با معماری­های خلاقانه، حساب شده و کاملاً کاربردی که حتی در این عصر نیز حرف­های زیادی برای گفتن دارند. بر خلاف قدمت بازارهای آسیایی و به ­ویژه بازارهای ایرانی، مفهوم مراکز خرید در اروپا، زاییده صنعتی شدن و گونه ­ای معماری قرن بیستمی به حساب می­ آید. از نخستین نمونه های اروپایی، بازار سرپوشیده آکسفورد در انگلستان است که به طور رسمی در اول نوامبر 1774 افتتاح گردید. از نمونه­ های دیگر می ­توان پاساژ بارلینگتون در لندن که در سال 1819 افتتاح شد را نام برد. در آمریکا، اولین نمونه بازار در جزیره رود در سال 1828 شروع به ­کار نمود.

اما در آسیا موضوع متفاوت است. در این قاره کهن، بازارهایی را می­توان نام برد که دارای قدمت چند صد ساله هستند. بازار بزرگ استانبول که در قرن 15میلادی ساخته شده است و دارای 58 گذر و 4000 مغازه می­باشد، از آن جمله است.

واژه بازار در ایران، داستانی به بلندای یک تاریخ دارد تا آنجا که یک شهر اسلامی را نمی­ شود بدون بازار، مغازه ها، تیمچه ها، چارسوها و ... تصور نمود. بازارهایی مانند بازار بزرگ تبریز، بازار وکیل، بازار سرپوشیده بزرگ اصفهان از آثار قرن دهم میلادی، بازار سرپوشیده بزرگ تهران با ده کیلومتر طول و ... .

به لحاظ معماری، بازار دارای سه فضای اصلی می­باشد:

1) فضایی کاربردی برای فعالیت­های تولیدی، بازرگانی و خدماتی (واحدهای خرد تجاری).

2) فضاهای عبوری برای مرتبط ساختن و همچنین مجزا نمودن واحدهای خدماتی، تولیدی و بازرگانی (فضایی برای گذر مشتریان).

3) مکان­هایی برای گردهمایی مردمان در لابه لای فضاهای متعدد بازار که به صورت سرباز، سرپوشیده و نیمه سرپوشیده هستند. (لازم به ذکر است در مجموعه ­های تجاری و مراکز خرید در دنیای مدرن خصوصاً در ایران، این فضا به دست فراموشی سپرده شده است و یا کمتر به آن پرداخته می­شود و قراردادن چند نیمکت و صندلی در داخل و یا ورودی مجموعه­ های احداث شده، هیچ­گاه تداعی ­کننده این مفهوم نخواهد بود.)

  • vahid nessaei